اخبار روز سینمای ایران وجهان
تاریخ : دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳
نویسنده : حمید رضا صالحی
نظرات ()

کارگردان : Bennett Miller

نویسندگان : E. Max Frye, Dan Futterman

بازیگران : Channing Tatum, Steve Carell, Anthony Michael Hall

خلاصه داستان : بر اساس داستان واقعی زندگی مارک شولتز، کشتی گیر مسابقات المپیک است که روابط او با مربی اش، جان دوپوتنت و برادرش دیو شولتز، به سمت شرایطی باورنکردنی کشیده می شود.

 

 

 

images/stories/rooz/naghd/Foxcatcher/NF-Foxcatcher-Poster.jpg


فیلم ورزشی بنت میلر، یعنی «شکارچی روباه» بر پایه یک داستان هولناک واقعی است. این فیلم یک تراژدی- کمدی عالی است در مورد مردی بدون اعتماد به نفس. مردی به دور از هر گونه ویژگی خاص که همیشه بازنده هر میدانی است. در عین حال در مورد داستانی عمیق و عجیب و غریب مربوط به مردی دیگر است که همه تزلزل ها و نگرانی هایش برای مخاطب باز می شود.

images/stories/rooz/naghd/Foxcatcher/NF-Foxcatcher-8.jpgاین فیلم مثل یک درام در هم پیچیده است که بر اساس نمایش جری سینفلد در مورد وحشت از به دست آوردن مدال نقره، ساخته شده است. (مدال نقره یعنی اینکه بازنده شماره یک تو هستی) و شکارچی روباه جدا از هر چیز دیگری، به دنیای زهرآگین مربی گری هم نفوذ می کند. همچنین دنیای مردان رقابتجو و نیاز های روحی وحشتناکشان برای یافتن یک پدر در شمایل مربی و همچنین شکل دادن به احساساتی چون تنفر و ناامیدی در وجودشان.

images/stories/rooz/naghd/Foxcatcher/NF-Foxcatcher-9.jpg«مزرعه شکارچی روباه» یک خانه پنسیلوانیایی باشکوه است که متعلق به خانواده دوپونت است. یک خانه کلاسیک که به تقلید از خانه های ییلاقی انگلستان ساخته شده است. ساکنان فوق العاده ثروتمند این خانه ظاهراً تحت تاثیر سنت های انگلیسی قرار دارند. از سواری گرفته تا نگهداری سگ های شکاری و... . در اواسط دهه ۸۰ میلادی این خانه متعلق به جان دوپونت بود که در اینجا نقش او توسط استیو کارل اجرا شده است. استیو با نمایش احساساتی فوق العاده با توجه به ویژگی های این نقش یعنی پوچ گرایی و اندوه و اضطراب، یک اجرای عالی را به نمایش گذاشته است. هر چند که ممکن است کمی هم در این خصوصیات غلو کرده باشد. او مردی پولدار، تنها، بداخلاق و متکبر است که سال ها فرصت داشته تا رفتارهایی چون حق به جانب بودن و خلق و خوهای دیگرش چون دمدمی مزاجی و پر توقع بودن را در خود پرورش دهد. حدس زده می شود که او در دوران کودکی برای مادر اشراف زاده و تند خوی خود یک ناامیدی به شمار می رفته است. در لایه ای عمیق تر این گمان می رود که در ناخودآگاهش این فکر را می کرده که تنها دستاوردش برای مادر، به ارث بردن ثروت او بوده است. حالا جان می خواهد دستاوردی واقعی برای خود داشته باشد. او تصمیم می گیرد، منبع مالی تیم ملی کشتی آمریکا شود و از ثروت سرگیجه آورش حداقل استفاده ای مفید کند و البته خصوصیات دیگرش مثل حس رهبری و وطن پرستی اش به کار گیرد تا برنده مدال طلای المپیک برای آمریکا در بازی های ۱۹۸۸ سئول شود.

images/stories/rooz/naghd/Foxcatcher/NF-Foxcatcher-1.jpgپس جان با مردی از طبقه یقه آبی ها تماس می گیرد با نام مارک شولتز (با بازی چنینگ تتوم). کشتی گیر و برنده مدال طلا در بازی های سال 84 لس آنجلس. او بردار جوان تر یک کشتی گیر دیگر است که بسیار باهوش تر از برادر کوچک خود و بسیار کاریزماتیک تر و موفق تر است. و نام او دیو شولتز است (با بازی مارک روفالو). مارک بیچاره همیشه در مقایسه با دیو نفر دوم بوده است. با این وجود دیو همیشه با او مهربان است و به عنوان برادر بزرگتر حامی اوست. مارک عادت کرده که با افرادی صحبت کند که در حقیقت دلشان می خواهد با برادر باحال تر او هم صحبت باشند. بنابراین وقتی دوپونت شیطان صفت و عجیب با مارک تماس می گیرد و از او دعوت می کند تا تیم شکارچی روباه را تمرین دهد و در کنار هم تبدیل به بنیانگذاران کشتی آمریکایی در سطحی بین المللی شوند، بسار متحیر و تا سر حد مرگ هیجان زده می شود.

images/stories/rooz/naghd/Foxcatcher/NF-Foxcatcher-6.jpgاما صبر کنید. چرا دوپونت دنبال او رفت و دیو را کنار گذاشت؟ دوپونت می گوید که دوست دارد ببیند پتانسیل مارک تا چه حد است و به او اجازه دهد تا از سایه برادر بزرگش بیرون بیاید. اما واضح است که هدف او از آوردن مارک این بوده که از او به عنوان یک دستاویز استفاده کند تا دیو برای پیوستن به تیم شکارچی روباه تشویق شود. دستاویزی که  آخر سر در کار خود موفق می شود. با این حال میلر و فیلمنانه نویسش، ای مکس فرای، زیرکانه به شما اجازه می دهند تا ببینید قضیه خیلی پیچیده تر از این حرف هاست. دلیل اصلی آوردن مارک چیز دیگری است. دوپونت در واقع احساس می کرد ریاست کردن بر مارک خیلی راحت تر است. و در کنار این مرد درجه دو می توانست به طرز مزخرفی احساس هویت کند. در هر حال دلیل هر چه باشد، مارک وقتی می فهمد این شبه پدر پولدار، دیو را بر او ترجیح می دهد، عصبانی و تحقیر می شود. دیو هم از طرف دیگر عصبانی است و او هم حس می کند که اجبار برای سر تعظیم فرو آوردن در برابر ارباب جدیدش، او را تحقیر کرده است. و بعد، خود دوپونت هم عصبانی و تحقیر می شود چرا که می فهمد هر دو آدمش (این مردان واقعی که دوپونت قصد داشته احترامشان را پول بخرد) از او بیزار هستند. همه این صحنه ها چیده می شود تا یک فاجعه آفریده شود.

images/stories/rooz/naghd/Foxcatcher/NF-Foxcatcher-10.jpgمیلر، درست مثل فیلم قبلی اش، مانی بال (2011)، در این جا هم نگاهی زیرک و ماهرانه در مورد میادین ورزشی و فضاهای گروهی ورزش دارد. اتاق های تمرین، باشگاه ها، پرچم های قهرمانی، دفاتر اداری و تمام این جلوه های بیرونی هیجان انگیز، حیثیت و اعتبار ورزش را نشان می دهد. میلر یک صحنه دوست داشتنی در فیلم جای داده است یعنی وقتی که دوپونت یک منطقه جدید و مجلل را برای تمرینات در مزرعه شکارچی روباه در نظر گرفته است و مارک با هیجانی پسرانه و شیطنت آمیز نمی تواند جلوی خودش را بگیرد و چند حرکت از روی شادی انجام می دهد و زمین را امتحان می کند.

images/stories/rooz/naghd/Foxcatcher/NF-Foxcatcher-2.jpgعمل کشتی گرفتن به خودی خود، یک هماورد جذاب و به طور قطع استعاره ای است. یک درهم آمیزی غیر شهوانی است. همان قدر صمیمی و نزدیک که یک رقص دو نفره است. در یک مصاف زودهنگام در طول تمرینات، مارک که به طور واضحی از اینکه دیو جای او را گرفته، خشمگین است، به طور تصادفی اما در واقع از روی قصد به صورت دیو ضربه می زند. دیو فقط خون را پاک می کند و بعد به کشتی ادامه می دهد. و این سکوت مردانه او و بخششی که به کار می گیرد فقط باعث بدتر شدن حس شکست خوردگی مارک می شود.

images/stories/rooz/naghd/Foxcatcher/NF-Foxcatcher-7.jpgاین یک سه گانه فوق العاده از نظر اجراست. چنینگ تتوم در نقش مارک آسیب پذیر و غمگین است. مارک روفالو در نقش دیو باهوش و حرفه ای است و به همان نسبت حس شرمندگی او از گرفتن پول های دوپونت هم شدید است. و استیو کارل در نقش دوپونت، یک هیولا، بسیار متقاعد کننده ظاهر می شود. هیولایی که نه وحشت بلکه حس ترحم را بر می انگیزاند.

شاید «شکارچی روباه» فیلمی است که می توان با تکیه بر آن در کنار ژانر فیلم های با موضوع بوکس، «فیلم های کشتی گیری» را هم اضافه کرد. یعنی همان ژانری که بارتون فینک در فیلم برادران کوئن سعی در نوشتنش داشت، اما این قدر موفق نبود. به طور قطع، خشم مارک در اتاق هتلش به خاطر باخت و کوبیدن سرش به آینه و بعد خود خوری اش مثل یک خوک نشئه، از نقش جیک لاموتای دنیرو الهام گرفته شده است.

«شکارچی روباه»، فیلمی است متاثر کننده: وحشتناک، ترسناک و بی نهایت غمگین.

 


منبع: نقد فارسی


برچسب‌ها: نقد فیلم خارجی
آخرین مطالب
   
 

اخبار روز سینمای ایران وجهان