اخبار روز سینمای ایران وجهان
تاریخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢
نویسنده : حمید رضا صالحی
نظرات ()

کارگردان : Phil Lord, Christopher Miller

 

نویسنده : Phil Lord, Christopher Miller

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صداپیشگان : Will Arnett, Elizabeth Banks, Craig Berry

 

خلاصه داستان : ...

 

 

 


انیمیشن سازها نسبت به دیگر فیلمسازان از آزادی عمل بیشتری برخوردارند - از نظر تئوری، آنها می توانند هر چیزی را به تصویر بکشند - اما بیایید صادق باشیم. در چند سال گذشته، حجم زیادی از فیلم های کارتونی دیجیتال محصول استودیوهای بزرگ و با شیوه ای خوشایند و سبکی که موفقیت آن در بازار امتحان خود را پس داده ساخته شده که در واقع ما به کلی از غافلگیر شدن در دنیای انیمیشن ها ناامید شده ایم.

 

انیمیشن «یخ زده»، با اینکه دوستش داشتم، ملغمه ای بود از عناصر بیش از حد آشنای شاهزاده، کمک دست و سفری برای رسیدن به رستگاری و رهایی. و اینکه به یاد بیاوریم آخرین باری که یکی از آثار پیکسار باعث شد غافلگیر و هیجان زده شویم کار سختی است. این مسئله بخشی از دلیل آن است که «فیلم لگو» تا به این حد سرمست کننده و به شدت هیجان انگیز و سرگرم کننده است. شاید این انیمیشن مجموعه ی شتابزده ی کودکانه ای باشد که از وسایل بازی پلاستیکی ساخته شده، اما ریتم تندی دارد و اصیل و تازه است، از نظر مفهومی بی پرواست، از نظر بصری خیره کننده است و ده ها بار هوشمندانه تر، زیرکانه تر و خنده دار تر از آن است که لازم بود. و در آخر یک کمدی انیمیشنی است که در هیچ لحظه ای دست از غافلگیر کردن شما بر نمی دارد.

 

«فیلم لگو» علاوه بر این به شیوه ای حیرت آمیز ماهرانه ساخته شده است. کارگردانان اثر، فیل لرد و کریستوفر میلر فیلم را تقریباً به کلی با تصویرسازی دیجیتال ساخته اند اما آنها شیوه ی ابتدایی و فوق العاده ی انیمیشن استاپ موشن را جایگزین کرده اند و دنیایی ساخته از لگو ها خلق کرده اند که انگار تکه به تکه روی هم چیده شده است. مانند «داستان اسباب بازی» در 19 سال پیش، فیلم طوری چشم شما را فریب می دهد که فکر می کنید مشغول تماشای چیزهای پلاستیکی واقعی هستیم که حرکت می کنند و ارتباط فیلم به «داستان اسباب بازی» همین جا تمام نمی شود. «فیلم لگو» مثل همان انیمیشن، دنیایی ماورائی مورد علاقه ی کودکان خلق می کند که در آن اسباب بازی هایی که به نمایش در می آیند هم شیء هستند و هم شخصیت. ساختارهای قابل فهم لگو های قلابی تلاش واضح برای باور پذیری را قابل درک می کند.

 

امت بریکوسکی (با صداپیشگی کریس پرت) یک کارگر ساختمان سازی معمولی است، یک شمایل کوچک ساخته از لگو که جای سرش دندانه ای دارد. هر روز، به همراه همسایه هایش خانواده ی بریکسبرگ، با لذت به تماشای یک قسمت از مجموعه ی کمدی موقعیتی به نام "شلوار من کجاست؟" می نشیند، برای خریدن یک لیوان قهوه 37 چوخ چاپیده می شود و با نسخه ی روبوتی شده ی آهنگ سر حال آور "همه چیز فوق العاده است" همخوانی می کند.«فیلم لگو» توهین بزرگی به نظام فاشیست حاکم بر عالم سرگرمی است که امروزه در شرکت های زیر دست آن هر لذت لحظه ای بایستی از قبل به بیننده دیکته و امر شود. با استفاده از دنیایی متشکل از آجرهای ساختمانی لگو شکل، آن هم برای تقلیدی مسخره آمیز از همنوایی چندش آور دنیای ما، «فیلم لگو» حتی از «وال-ای» هم گزنده تر به نظر می رسد، زیرا گستاخی آن را دارد که خط داستانی "خیزش یک قهرمان" خود را نیز به سخره بگیرد. با نشان دادن استهزائی خالی از احساس، یک جادوگر سپید مو به نام ویچروویوس (با صداپیشگی مورگان فریمن) و گروهی از ابرقهرمان های پر حرفی از بتمن (با صداپیشگی ویل آرنت) تا فانوس سبز (با صداپیشگی جوناه هیل) تا شخصیتی مانند آبراهام لینکلن (با صداپیشگی اورویل فورته) فیلم با هوشمندی تمام وقار و هیبت بیش از حد بزرگ شده ی ساخت مجموعه فیلم های فانتزی را با طنزی گزنده مورد حمله قرار می دهد.

معمولاً توقع می رود که قهرمان داستان پیرو و مقلد کسی نباشد اما امت، که تمام شخصیت یک وسیله ی کوچک که از آن آبنبات بیرون می آید را دارد، حقیقتاً شخص متفاوتی نیست. این بخشی از گستاخی واژگونه ی فیلم است. او که توسط یک شمایل لگوی مؤنث و جذاب به نام ویالدستایل (با صداپیشگی الیزابت بنکس) فریب خورده و اغوا شده، با گروهی فرد رانده شده از اجتماع دمخور می شود که فکر می کنند او "سازنده ی ارشد" است؛ یعنی کسی که می تواند رئیس جمهور بیزینس (با صداپیشگی ویل فرل) را را از کار بر کنار کند را از کار بر کنار کند.او مدیر اجرایی تمام ساخت و سازها و رئیس کل ملت و ارباب تجارت و شخصیت خبیثی مانند دارث ویدر (شخصیت منفی در مجموعه فیلم های «جنگ ستارگان») است. طنز فیلم خیلی نامربوط و بی هوا، فارغ از وابستگی های حزبی و گروهی است (تصور کنید انیمیشن «گروه آمریکا» با «مجموعه ی انیمیشنی مرد خانواده» ترکیب شود. البته با وجود اینکه «فیلم لگو» در نزدیکی های پایان خود در موردی به جاده خاکی می زند و از چهارچوب داستان گویی خارج می شود که به نظر لازم نمی رسید، همین خارج شدن از چهارچوب هم باز می تواند حال و هوای فیلم را برساند: اگر شما بسازیدش، زندگی فوق العاده خواهد بود.

منبع:
نقد فارسی


برچسب‌ها: نقد فیلم خارجی
آخرین مطالب
   
 

اخبار روز سینمای ایران وجهان