اخبار روز سینمای ایران وجهان
تاریخ : سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٢
نویسنده : حمید رضا صالحی
نظرات ()

کارگردان : Francis Lawrence

نویسنده : Simon Beaufoy,Micheal Arndt

 بازیگران : Jennifer Lawrence,Jush Hutcherson,Liam Hemsworth

خلاصه داستان : کتنیس و هم بازی برنده اش پیتا ملارک (جان هاچرسون) آماده ی این هستند که سفر پیروزی خود را آغاز کنند،کتنیس از امتحان سختی که پشت سر گذاشته است، بدون زخم های عمیق احساسی رهایی نیافته است. او که از علائم اختلال اضطراب پس از واقعه رنج می برد، بعضی اوقات در انجام کارهای خود دچار مشکل می شود. چیزی درون کتنیس شکسته است....

آیا ما به جایی رسیده ایم که اصطلاح "ادبیات بزرگسالان جوان" تبدیل به یک واژه ی تحقیرآمیز شده است؟ آیا کتابهایی مانند «گرگ و میش» و امثال آن باعث ترویج یک نوع تداعی معنایی منفی شده اند؟ اگر نوشته های بد و شتابزده ی استفنی مه یر نمونه ی موردی برای پیگرد قانونی هستند، شاید سه گانه «مسابقات کشتار» نوشته ی سوزان کالینز بتواند موجب سربلندی این ژانر ادبی و دفاع از آن در برابر همجه های انتقادی گردد. این کتاب ها و فیلم هایی که با اقتباس از آنها ساخته شده اند، داستانهای شیفته کننده ای را روایت می کنند که به هیچ وجه در حصار مورد خوشایند گروه مخاطب احتمالی بودن، محدود نشده اند. کتابهای کالینز به داستان های سبک دیرینه ی به اصطلاح "آینده ی شوم" شباهت زیادی دارند. این داستان ها به راحتی ژانرهای علمی تخیلی، ماجراجویی و حتی ترسناک را با هم ترکیب می کنند. اقتباس سینمایی «آتش گرفتن»، دومین جلد مجموعه کتاب، بسیاری از عناصری را که باعث جذابیت «مسابقات کشتار» شده بودند را در اختیار بینندگانش قرار می دهد. اما با عمیق کردن مفاهیم و جریانات احساسی و سفر به نقاط تاریکتر سرنوشت، به آن عناصر می افزاید. در تشخیص این نکته که داستانی برای "بزرگسالان جوان" ثابت می کند که از اکثر داستان های مربوط به "بزرگسالان" غم انگیزتر است، طعن و کنایه ای وجود دارد.

یکی از انتقاداتی که بر «مسابقات کشتار» وارد می شد این بود که جان انسان ها بسیار بی ارزش به شمار می رفت. "پایان خوش" از راه مرگ 22 انسان جوان به دست آمد. کتنیس اوردین (جنیفر لاورنس) با برتری در مهارت های کشتن و زنده ماندن نسبت به شرکت کنندگان دیگر توانست پیروز شود. بعضی اوقات، او هنگام از بین بردن حریفانش تقریباً حالتی ماشین مانند داشت. در «آتش گرفتن»، که داستان آن از زمان کوتاهی بعد از پایان بندی «مسابقات کشتار» روایت می شود، کتنیس و هم بازی برنده اش پیتا ملارک (جان هاچرسون) آماده ی این هستند که سفر پیروزی خود را آغاز کنند. اما این فیلم نشان می دهد که کتنیس از امتحان سختی که پشت سر گذاشته است، بدون زخم های عمیق احساسی رهایی نیافته است. او که از علائم اختلال اضطراب پس از واقعه رنج می برد، بعضی اوقات در انجام کارهای خود دچار مشکل می شود. چیزی درون کتنیس شکسته است. اولین پرده ی «آتش گرفتن» بیننده را وادار می کند تا تمام آنچه در «مسابقات کشتار» گذشت را از نو ارزیابی کند.

«آتش گرفتن» به دنبال کردن سرنوشت کتنیس ادامه می دهد و در عین حال با پرداختن به تحولات اجتماعی در دنیای بزرگتر ابعاد وسیعتری پیدا می کند. کتنیس دیگر یک سرباز پیاده نیست که توسط چرخ دنده های یک نظام فاسد و فوق العاده قدرتمند در حال خرد شدن باشد. اکنون او به ابزاری تبدیل شده که به وسیله اش میتوان قدرت آن دستگاه را تحلیل برد و نظام را از هم فرو پاشید. «مسابقات کشتار» تصاویری اجمالی از ظلم و فشاری که در بعضی از 12 ناحیه ی پنم وجود داشت به ما نشان داد. «آتش گرفتن» وارد جزئیات بیشتری می شود و می بینیم که عدم وفاداری و خشم نسبت به نظام حاکمه باعث شورش های آشکاری می شود و رئیس جمهور اسنو (دانلد سوترلند) مجبور می شود روش های به شدت غیر انسانی تری در پیش بگیرد تا بتواند قدرت را با چنگ زدنی متزلزلانه حفظ کند.

یکی از عناصر موجود در ادبیات بزرگسالان جوان که کالینز به کار می برد، مثلث عشقی است. در این داستان، سه ضلع این مثلث را کتنیس، پیتا، و دوست صمیمی و قدیمی کتنیس، گایل (لیام همزورث) تشکیل می دهند. این جریان در این فیلم در مقایسه با مجموعه ی سوزناک «گرگ و میش» به شکلی جدی تر و بالغانه تر پرداخت شده است. تمرکز بر روی از دست رفتن باکره گی کتنیس نیست؛ بلکه به بهای احساسی سفر او و نیازش به داشتن نوعی گرمای انسانی در کنار خود توجه می شود. پیتا و گایل به سوی هم حمله نمی کنند، همدیگر را مسخره نمی کنند، پنجه هایشان را برهنه نمی کنند و خرناس نمی کشند. آنها شرایط را درک می کنند و پشت سر می گذارند. آنها هر دو یک دختر را دوست دارند و حاضرند برای نجات او و شاید حتی یکدیگر قربانی شوند.

در حالیکه «آتش گرفتن» از نمایش بعضی صحنه های نزدیک به درجه ی R باکی ندارد - شکنجه و کشتن مخالفین نمونه ی بارزی ست - حجم بالایی از آنچه که «مسابقات کشتار» را به نحوی ضروری تماشایی کرده بود، در خود دارد: یک مسابقه ی "نبرد تا پای مرگ" دیگر که شامل 24 "خراج" می شود. با اینحال لحن فیلم متفاوت است: ترسناک، بدگمان نسبت به نیکی در ذات بشر و حزن انگیز، بی آنکه کوچکترین نشانه ای از شادمانی حاصل از پیروزی در آن دیده شود. در «مسابقات کشتار» ما کتنیس را تشویق می کردیم تا برنده شود. در «آتش گرفتن»، واضح است که هر پیروزی ای در گرو تلف شدن عده ای نیروی خودی ست. اینجا، خراج ها همگی قهرمانهایی هستند که دوباره به میدان بازگشته اند، نوعی "مسابقات کشتار نهایی با شرکت همه ی ستارگان". هدف پنهانی که رئیس جمهور اسنو و گرداننده ی جدید مسابقات ، پلوتارک هونزبی (فیلیپ سیمور هافمن) در خلوت با هم بر سر آن توافق کرده اند، کشتن کتنیس به شکلی است که او را به عنوان نماد آزادی و سرکشی بی اعتبار کند.

هنگامی که مسابقات جدید آغاز می شوند، کتنیس خود را با چند مسابقه دهنده ی "بیگانه" ی دیگر متحد می بیند؛ مانند جوان جذاب و ورزشکاری به نام فینیک (سم کلفلین)، دختری تکرو و عصبانی به نام جوهانا (جنا مالون)، بیتی (جفری رایت) خجالتی و باهوش که به وسیله ی نبوغ اش برنده می شود، و البته پیتا. اما این بار وضعیت برای کتنیس به سادگی «مسابقات کشتار» نیست. اینجا، او بایستی درباره ی صداقت و وفاداری به اصطلاح همدستانش و اینکه مسابقه ی نهایی به چه شکلی است، کنجکاوی کند و در شک و گمان به سر ببرد. آیا سرنوشت او این است که زندگی اش را به خاطر پیتا قربانی کند، یا پیتا زندگی اش را برای او، یا هدف بزرگتری وجود دارد؟ آیا راهی وجود دارد که از داخل مسابقه به رئیس جمهور اسنو حمله کرد؟ فیلم با یک نقطه ی تعلیق ظالمانه پایان می یابد که شیوه ی تمام شدن کتاب سال 2009 را، منعکس می کند.

استعدادهایی که در ساخت «آتش گرفتن» نقش داشته اند فوق العاده اند. نویسنده ی فیلمنامه، سیمون بیفوی سه نامزدی اسکار و یک برد جایزه (برای فیلم «میلیونر زاغه نشین») در کارنامه ی خود دارد. دیگر فیلمنامه نویس اثر، مایکل آرنت (که تحت نام مستعار "مایکل دی بروین" می نویسد) دو نامزدی اسکار و یک برد (برای فیلم «میس سان شاین کوچک») در سابقه ی کاری خود دارد که شایسته ی تحسین است. با وجود اینکه کارگردان فیلم، فرانسیس لاورنس تاکنون از طرف آکادمی اسکار مورد لطف قرار نگرفته است، پیش از روی آوردن به سینما در سال 2005 با فیلم «کنستانتین»، یک کارگردان موزیک ویدئوی برجسته بوده است.

گروه بازیگران فیلم می توانند به دلیل نه مرتبه نامزدی جایزه ی بازیگری اسکار و دو مرتبه برد فخر بفروشند (اگر جوایز گلدن گلابز هم در نظر گرفته شوند که ارقام بسیار بالاتر می رود)، و نمیتوان هیچ یک از نقش آفرینان را به کم کاری یا بازی تصنعی متهم کرد. تصویری که جنیفر لاورنس از کتنیس ارائه می دهد، در «آتش گرفتن» به عمق احساسی بیشتری دست یافته است زیرا او مجبور است با عواقب برنده شدن اش در «مسابقات کشتار» و آنچه مجبور شده بود در راه رسیدن به این برد فدا کند، کنار بیاید. لاورنس یک شخصیت قوی و چند لایه را عرضه می کند که همه ی سستی ها و ضعف های اخلاقی بشریت را به نمایش می گذارد تا دلاوری های جسمانی اش را همراهی کنند. وودی هارلسون در چند صحنه ی معدودی که دارد فرمانروای پرده است و همین نکته در مورد دانلد سوترلند هم صدق می کند، کسی که شخصیت شروری به وجود آورده که ارزش حس نفرت را دارد. جاش هاچرسون و لیام همزورث هم نقش های مکمل توانا و جذابی را ارائه می دهند. و تمام بازیگران جدید - فیلیپ سیمور هافمن، جنا ملون، سم کلفلین، جفری رایت - در نقطه ی اوج خود قرار دارند. توجه ویژه شایسته ی پاتریک سنت. اسپرایت است که تصویری که از فرمانده ترد ارائه می دهد آنقدر مطلقاً نفرت انگیز است که طی تنها چند صحنه باعث می شود تماشاگران تشنه ی این شوند که به سزای اعمال بدش برسد.

«مسابقات کشتار» که نیمی از حلقه ی چهار فیلمه ی برنامه ریزی شده ی خود را پشت سر گذاشته، ثابت کرده که یکی از معدود مجموعه فیلم هایی است که مخاطبان برای رسیدن قسمت جدیدشان انتظار می کشند، نه اینکه فقط با بی تفاوتی آن را بپذیرند. «آتش گرفتن» نسبت به فیلم قبلی اثر بهتری است و مجموعه را تا آن حالت ارزشمند و نادری بالا می کشد که باید آن را به عنوان چیزی قابل توجه، حقیقی و مستقل دانست، نه یکی دیگر از این مجموعه ها که در اصل ابزاری برای جلب علاقه ی پسران و دختران جوان هستند تا به وسیله ی آن یک استودیوی فیلمسازی حساب بانکی اش را پر پول تر کند. «آتش گرفتن» حرارت ایجاد می کند اما خاموش نمی شود و شکست نمی خورد.

 

منبع:نقد فارسی

 

 


برچسب‌ها: نقد فیلم خارجی
آخرین مطالب
   
 

اخبار روز سینمای ایران وجهان