اخبار روز سینمای ایران وجهان
تاریخ : چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٢
نویسنده : حمید رضا صالحی
نظرات ()

کارگردان: مسعود ده نمکی

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/rosvayi/133238_629.jpg

 

 

 

 

 

 

بازیگران:

اکبر عبدی، محمدرضا شریفی نیا، الناز شاکردوست، کامران تفتی

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/rosvayi/133238_629.jpg

 

خلاصه داستان :

افسانه همراه با خانواده اش در محله ای فقرنشین زندگی می کنند. او در محله بسیار بدنام بوده بر اثر حوادثی با یک روحانی آشنا می شود و این برخورد زمینه ساز حوادث مهمی در زندگی آنان می شود.


 

تماشای اثری با تهیه کنندگی و کارگردانی، سازنده سه گانه ی اخراجی ناخودآگاه هر بیننده ای را آماده می کند تا با پیام ها و محتواهای خاص و قابل پیش بینی مواجه شود. رسوایی چهارمین اثر بلند سینمایی مسعود ده نمکی این بار نه در فضای جبهه و نه در گیر و دار منازعات سیاسی سیر می کرد. عنوان بندی فیلم که اذان معروف موذن زاده ی اردبیلی هم راه با عکس های مختلف از مکان های مذهبی را شامل می شد، بیش از هرچیز این ذهنیت را پدید آورد که داستان باید بر محور مذهب و اندرزهای دینی استوار باشد. با اتمام عنوان بندی و نقش بستن نام فیلم در کنار یک کفش زنانه ی پاشنه بلند قرمز رنگ، دست فیلم رو شد؛ زنی نه چندان مالوف با آموزه های دینی و ماجرای تعامل اش با دیگر بخش های جامعه.

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/rosvayi/152853-1.jpg.pngسکانس ابتدایی فیلم با دیالوگ های افسانه (با بازی النازشاکردوست)، لحن خیابانی و تکیه کلام های خاصش و به ویژه جمله هایش مبنی بر آن که خدا آن ها را فراموش کرده تلاش دارد تا دختری را نشان دهد که می توانیم از واژه ی خیابانی برای توصیفش استفاده کنیم. هرچند فقر مفرط و دریافت حکم تخلیه سریع به بیننده علت روی آوردن دختر به آن چه فیلم "تلکه کردن مردان" می نامد را روشن می کند.

 

اما شروع، ناامید کننده تر از آن بود که انتظار می رفت. پا گذاشتن دختر در بارازچه ی محله – که به شدت یادآور فیلم فارسی های پیش از انقلاب بود – و استفاده از آهنگ نون و دلقک با صدای محمد اصفهانی و میکس تصاویری از نگاه های هیز مردانه با نمادهای فقر شهری و اختلاف طبقاتی، محور اصلی فیلم را به بیننده القا کرد و درون مایه ی فقر به عنوان تم اصلی معرفی شد.

 

یکی از انتقادات وارد بر فیلم، استفاده ی مکرر از شوخی های تکراری، تکیه کلام های خیابانی و کوچه بازاری و حتی استفاده از طنز کلامی دو پهلو با گوشه ی چشمی به محتواهای جنسی بود؛ چیزی که به خودی خود نمی تواند ایراد بزرگی به حساب آید، اما بی ربط بودن شوخی کلامی به فضا به شدت آزاردهنده بود. روندی که پس از موفقیت اخراجی های یک به مذاق ده نمکی خوش آمد و به رغم لمپنیزه شدن آن در اخراجی های 2 و 3، در این فیلم نیز به وضوح تکرار شد.

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/rosvayi/Rosvaee_02_831478.jpgاساساً معلوم نیست ده نمکی چرا اصرار دارد با استفاده از لهجه و تلفط خاص واژه ها بیننده را به خنده بیاندازد؟! شاید لهجه ی بایرام لودر در اخراجی های 1 کمی خنده دار بود، ولی ادامه ی آن و تکرار مفتضحانه اش در نقش حاج یوسف در فیلم رسوایی (هر دو با بازی اکبر عبدی)، کاملاً نشان از آن داشت که در رسوایی هم قرار است بیننده به هر قیمتی خندانده شود و عجیب نیست که کاملاً اثر آن برعکس بود. هرچند بازی های کلیشه ای محمدرضا شریفی نیا هم دست کمی از گذشته نداشت و حاجی گرینوف اخراجی ها با حاجی فیلم رسوایی – که در تمام فیلم فقط حاجی نامیده شد و نامی نداشت – از هم مو نمی زدند. الناز شاکردوست هم که پیش تر با بازی در فیلم هایی در رده ی طنز سخیف، اصلاً انتظاری را به وجود نیاورده بود تا بخواهد بر آورده شود. البته اگر اکبر عبدی به عنوان بازیگر نقش اول مرد جشنواره هم برگزیده شود، تعجبی ندارد، چرا که رویکردهای داوری در چند سال اخیر این چنین بوده است.

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/rosvayi/Screen%20Shot%202013-02-04%20at%2011.13.50%20AM.jpegفیلم نامه به شدت دم دستی و حوادث فرعی بی شمار بدون منطق پشت سرهم قرار گرفته اند. داستان اصلاً دو شقه ی اصلی داشت! بخش اول مبتنی بر پیشنهاد حاجی (با بازی محمدرضا شریفی نیا) برای ازدواج موقت با افسانه در ازای سفته های پدر مرحوم او بود بدون این که اصلاً چرایی و نسبت ارتباط پدر افسانه و سفته ها با حاجی ذکر شود و شقه ی دوم فیلم بر محور آشنایی افسانه با حاج یوسف و تلاشش برای هدایت دختر بود. دوبخش به شکل نامطلوبی به هم پیوند داده شده بود و سیر روایی منطقی مخصوصاً در وقوع حوادث فرعی به چشم نمی آمد.

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/rosvayi/n00162606-r-b-002.jpgیکی ازدیگر نقاط ضعف بارز فیلم شخصیت پردازی بود. با توجه به این که اساساً چنین فیلم هایی که دارای پیام های اخلاقی روشن هستند، باید توجه ویژه تری به شخصیت پردازی ها داشته باشند، اما همه شخصیت ها در حالتی از بزرگ نمایی، غیر واقعی و باورناپذیری بودند. حاج یوسف با علم غیبش، حلقه ی مریدانش در کلاس اخلاق و طلبه هایی از گوشه و کنار ایران، کارگری های شبانه و یاری رساندن نیمه شب به خانواده های تهی دست، دختر خیابانی به شدت لج باز که می خواهد حاج یوسف را به پارتی شبانه ببرد و از سوی دیگر حاجی متظاهر و البته بسیار پول دار که برای داشتن موقتی افسانه حاضر است هرکار عجیب و غیر منطقی را انجام دهد؛ همه و همه حکایت از آن دارد که فیلم بیش تر به یک انیمشین اساطیری شباهت دارد تا درامی اجتماعی و مضحک تر از همه تلاش کارگردان است که با وجود چنین شخصیت های باورناپذیر و افراطی، تلاش دارد تا فیلم اش را واقع گرایانه از آب در بیاورد و در این حین و بین حتی به مسایل روز کشور – مثل دزدان 3 هزار میلیاردی – هم می پردازد.

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/rosvayi/Screen%20Shot%202013-02-04%20at%202.23.35%20PM.jpegدر نهایت اگر با اغماض بتوان یک سوم های ابتدایی و میانی فیلم را پایین تر از متوسط توصیف کرد، اما پایان بندی زجرآور آن حقیقتاً آزار دهنده بود. حاجی متظاهر که جماعت بازارچه را به سمت خانه ی دخترک بد نام گسیل می کند و حتی آن جا را سنگسار می کند و در پاسخ دیالوگ های کوبنده ی افسانه که همه را متنبه کرده و حاج یوسف غیب دان و وارسته که آبرویش را باز می یابد و جماعتی بیش از هزار نفر!!! زیر بازارچه پشتش به نماز می ایستد و برادر افسانه که سر چهار راه هنگام پاک کردن شیشه ی ماشین ها تصادف کرده، به کما می رود و با دعای حاج یوسف به زندگی باز می گردد. همه چیز تصنعی، غیر قابل باور و شبیه فیلم فارسی های قبل از انقلاب است که آب توبه بر سر فاحشه می ریختند و راهی خانه ی بختش می کردند.

 

در مجموع مسعود ده نمکی که مستندهایش، سه گانه ی اخراجی ها و سریال نوروزی اش کاملاً نشان از تلاش او برای بیان اختلاف طبقاتی و نقش دین داران متظاهر در دین زدگی افراد جامعه دارد، بار دیگر نشان داد که هرچند درون مایه های قابل ارزشی را برای ساخت فیلم بر می گزیند، اما با تسلط نداشتن بر ساده ترین تکنیک های فیلم نامه نویسی، شخصیت پردازی و کارگردانی، محتوایش را به رو ترین و دم دستی ترین شکل ممکن ارائه کرده و مخاطب را بیش از آن که با لذت کشف و همزاد پنداری با فیلمش همراه سازد، پیام را به زور توی صورت مخاطب پرتاب می کند. به بیان بهتر استفاده اش از شخصیت های صرفاً نمادین و به شدت انتزاعی – مخصوصاً در فیلم رسوایی – بیش تر از آن که در خدمت بیان پیام های اخلاقی فیلم باشند، به روند آن آسیب زده اند.

 

 

نقد فارسی


برچسب‌ها: نقدفیلم ایرانی
آخرین مطالب
   
 

اخبار روز سینمای ایران وجهان