اخبار روز سینمای ایران وجهان
تاریخ : سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٢
نویسنده : حمید رضا صالحی
نظرات ()

کارگردان : Roberto Rossellini

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/41-Journey-to-Italy/1-Journey-to-Italy.jpg

 

نویسنده :

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/41-Journey-to-Italy/1-Journey-to-Italy.jpg

Vitaliano Brancati,Roberto Rossellini

بازیگران: Ingrid Bergman,George Sanders,Maria Mauban

 

 

 

 

 

خلاصه داستان :

"کاترین" و "الکساندر جویس" زوجی هستند که پس از سال‌ها زندگی مشترک زناشوئی،کم‌کم به تهی بودن رابطه‌شان پی می‌برند و یکدیگر را بیگانه می‌یابند.این احساس در طی سفرشان به ایتالیا برای دیدار از خانه‌ای ویلائی در ناپل که به ارث برده‌اند،به اوج می‌رسد.آنان با مردم حشر و نشر می‌کنند و در مهمانی‌ها حاضر می‌شوند،و به گشت‌وگذار در مناظر دیدنی ایتالیا می‌پردازند اما نمی‌توانند فاصله‌ای را که میان‌شان ایجاد شده فرام

وش کنند و ...


سفر به ایتالیا» سفری به گذشته است و به خویشتن. فیلمی کم رویداد، واقعگرایانه و خالی از هرگونه اغراق ملودراماتیک که در دوران خود با بی مهری روبرو شد. روبرتو روسلینی با فیلم « رم شهر بی دفاع » که در پایان جنگ جهانی دوم ساخت، بعنوان پایه گذار مکتب نئورئالیسم در سینمای ایتالیا شهرتی جهانی یافت. او چندسال بعد و در آستانه ی جدایی از اینگرید برگمن، فیلم «سفر به ایتالیا» را ساخت و به او نقش زنی را داد که از سرمای حاکم بر زندگی زناشویی اش رنج می برد. او و شوهرش بعنوان یک زوج انگلیسی به ناپل در ایتالیا می آیند تا ویلایی خانوادگی را بفروشند و برگردند، حال آنکه محیط تازه شکاف بین آنها را عمیق تر می کند. کاترین (اینگرید برگمن) کمی حساس و درونگراست و وقت اش را با بازدید از موزه ها و آثار تاریخی پرمی کند که در آن منطقه به وفور یافت می شوند. اما شوهرش آلکس، ترجیح می دهد سری به جزیره ی کاپری بزند که نماد خوشگذارنی ست، بی آنکه بداند لذتجویی هایش بی سرانجام می ماند. گویی او نگاه به پیش دارد و در جستجوی اثباتِ مردانگی خویش است و کاترین نگاهش به گذشته است و زنانگی خود را می جوید.اشاره هایی که در اواخر فیلم به مرگ و زایش هست به نوعی اضطرابها و نیازهای ناخودآگاهِ کاترین را مجسم می کنند. منطقه ی ناپل و تاریخ کهن آن، شخصیت سوم فیلم است که در واقع مبنای اولیه برای شکل دادن به داستان بوده است. در کاوشهای شهری که زیر فوَرانهای یک آتشفشان مدفون است، پیکره ی قالب ریزی شده ی زنی در کنار شوهرش از زیر خاک نمایان می شود که حالت لحظه ی مرگ در او همچنان محفوظ مانده است. مواجهه ی کاترین با این صحنه، احساس غربتِ انباشت شده در وجود او را سرریز می کند. لحظه ی تزکیه ی تماشاگر نیز همینجاست.در یکی از فیلمهای پیشین روسلینی بنام استرومبولی (یا سترومبُلی که نام یک جزیره ی آتشفشانی در ایتالیاست) صحنه ی کمابیش مشابهی هست که اینگرید برگمن خسته و ناامید درمی یابد که به تنهایی نمی تواند از تقدیرِ خویش و از خشم طبیعت بگریزد. آنجاست که فرو می شکند و حقیقت را می بیند. « استرومبولی » اثری ناب و ماندگار است که «سفر به ایتالیا» در سایه ی آن جلوه ی کمتری دارد.»

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/41-Journey-to-Italy/3-Journey-to-Italy.jpgسفر به ایتالیا» درامی است به کارگردانی «روبرتو روسلینی» که در سال ۱۹۵۳ ساخته شده. فیلم، روایت سفر زوج جویس (اینگرید برگمن و ژرژ ساندرز) به ایتالیا است. کاترین و الکساندر، زوجی انگلیسی اند که برای گرفتن ارثی که تازگی بهشان رسیده، به ایتالیا آمده اند. اختلاف شدیدی بین آن ها وجود دارد که کم کم کارشان را به طلاق می کشاند. اما ایتالیا، سرزمین مرگ و تولد و معجزه، این ازدواج سرد و منطقی انگلیسی را نجات می دهد. «ژاک ریوت»، در بیست و پنج سالگی، با اعتقادی راسخ در کایه دو سینما نوشته بود که غیرممکن است سفر به ایتالیا را ببینید و ضربه محکم این حقیقت را احساس نکنید که این فیلم، روزنه ای است و هر فیلمی که بخواهد از این روزنه بگذرد، باید رنج مرگ را متحمل شود. جابه جای این فیلم، مملو از احساس مرگ است؛ کاترین در گشت وگذارهای خود به پمپه، تنها با ویرانی روبه رو می شود. ایتالیا سرزمین عجیبی است، تولد و مرگ در آن به هم آمیخته است. زنان باردار در خیابان ها راه می روند، کودکان در کالسکه نشسته اند، اسکلت ها به عاشقان هزاره های پیش تعلق دارد، پیرمردی که در اثر معجزه شفا یافته و مردم به سر و رویش دست می کشند. تنها در ایتالیا است که گارسن ها با ظرافتی بسیار میزها را به هم می چسبانند و صندلی ها را آرام از پشت خودشان رد می کنند. صحنه اسپاگتی خوردن برگمن را به یاد بیاورید تا ببینید هیچ فیلم دیگری ایتالیا را به این خوبی تصویر نکرده است؛ وقتی که با دردسر فراوان موفق می شود کمی اسپاگتی بخورد. ایتالیا، سرزمین افسانه ها است، تنها جایی است که یک زوچ انگلیسی می توانند عشق کم رنگ شده شان را دوباره پیدا کنند. تأثیربرانگیزترین صحنه فیلم، جایی است که کاترین و الکساندر، شاهد کشف بقایای اجساد انسان هایی از قرون گذشته هستند. در این بین، دو جسد هم پیدا می شود که نزدیک به هم دفن شده اند، یکی زن است و آن دیگری مرد. و این صحنه که دلدادگی را به ابدیت پیوند می دهد، کاترین را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و کاری می کند که کاترین، بیش تر از پیش به دلدادگی اش بیندیشد.»

 

  منبع:نقد فارسی

 

 


برچسب‌ها: نقد فیلم خارجی
آخرین مطالب
   
 

اخبار روز سینمای ایران وجهان