اخبار روز سینمای ایران وجهان
تاریخ : شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۱
نویسنده : حمید رضا صالحی
نظرات ()

کارگردان :Sidney Lumet

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/6-12-Angry-Men/6-12-Angry-Men.jpg

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/6-12-Angry-Men/6-12-Angry-Men.jpg

نویسنده : Reginald Rose,

 

 

 

 

بازیگران: Henry Fonda, Lee J. Cobb Martin Balsam

جوایز :

نامزد اسکار: بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه

خلاصه داستان :

12 نفر از اعضای هیئت منصفه قصد دارند در مورد اعدام شدن جوانی تصمیم بگیرند. تمام اعضا به جزو یک شخص رای بر محکومیت جوان میدهند. به مرور زمان با مخالفت همان یک نفر و دلایلی روشنی که می اورد کم کم ..

دوازده مرد خشمگین اولین فیلم سیدنی لومت، کارگردان مشهور آمریکایی است. با این وجود، بسیاری از مؤلفه هایی که در فیلم های دوره ی اوج لومت (به خصوص دهه ی هفتاد) وجود داشتند، در این فیلم هم به چشم می خورند. از یک سو لومت نشان داده که متخصص کار کردن در فضاهای بسته است. مسئله ای که در فیلم بعدازظهر سگی به اوج می رسد. در دوازده مرد خشمگین هم چنین شرایطی حکمفرماست. تقریباً تمام طول فیلم در اتاق هیئت منصفه می گذرد و لومت و رجینالد رز (فیلمنامه نویس این فیلم) در همین فضای بسته، آسیب شناسی دقیق و جامعی از اجتماع ارائه می دهند. از سوی دیگر لومت همواره نشان داده که یکی از مایه های مورد علاقه اش، تقابل فرد با گروه است که این گروه در اکثر موارد به یک سیستم تعمیم می یابد. در دوازده مرد خشمگین سیستم قضایی مورد حمله ی لومت قرار می گیرد، در سرپیکو سازمان پلیس مد نظر است و در بعدازظهر سگی کار از این هم فراتر می رود و کل نظام سیاسی و اجتماعی آمریکا مورد انتقاد است. در ضمن نمایش مظلومیت یک فرد در مقابل یک جمع یا سیستم، عامل خوبی برای جلب همذات پنداری تماشاگر است و لومت در این فیلم به بهترین شکل ممکن از این عامل سود برده است. با این وجود مباحث مطرح شده در این فیلم صرفاً در مورد سیستم قضایی نیست و خیلی از مباحث روانشناسی و رفتارشناسی را هم در بر می گیرد. مهم ترین این مباحث، بحث عدم قطعیت است. وقتی نفر هشتم هیئت منصفه یا همان دیویس (هنری فوندا) با حکم اعدام مخالفت می کند، یازده نفر دیگر با قاطعیت حکم اعدام را تأیید می کنند. همه چیز قطعی به نظر می رسد. حتی نفر اول هیئت منصفه به او می گوید : "اگر دلایلت را به ما بگویی، شاید بتوانیم بگوییم در کجا اشتباه می کنی". برای ما نیز همه چیز قطعی به نظر می رسد. شواهدی که یازده عضو هیئت منصفه ارائه می کنند، آن قدر محکم به نظر می رسد که ظاهراً جای هیچ بحثی باقی نیست. ولی هر چه پیش می رویم تردیدها بیشتر می شود. زیرکی رز و لومت این جاست که تماشاگر را در نقش سیزدهمین عضو هیئت منصفه قرار می دهند. هیچ کدام از دوازده عضو هیئت منصفه تا انتهای فیلم اسم ندارند و با شماره هایشان شناخته می شوند. تنها در سکانس پایانی است که نام دو تا از این دوازده نفر را می فهمیم. این ترفند باعث می شود که این دنیای عدم قطعیت تعمیم پذیر شود و تماشاگر با فیلم ارتباط برقرار کند. از این عدم قطعیت ها در فیلم زیاد است. از جمله جایی که یکی از اعضای هیئت منصفه می گوید:‌"آن پسر بلد نبود حرف بزند" و نفر دیگر تصحیح می کند: "آن پسر بلد نبود درست حرف بزند" یا جایی که نفر شماره ی 3 (لی. ج. کاب) چاقو را برداشته و می گوید : "همه دیدند که  همین چاقو را در سینه ی پدرش فرو کرد" و دیگری می گوید:" البته همین چاقو نبوده". می بینید که در تمام طول فیلم این عدم قطعیت وجود دارد و اصلاً فیلم با عدم قطعیت به پایان می رسد. در نهایت هیچ کس نمی فهمد که به راستی آیا آن پسر قاتل بوده یا نه. ولی بحثی که فیلم پیش می کشد، در ذهن تماشاگر باقی می ماند.

 

بحث دیگری در فیلم پیش کشیده می شود و آن هم تقابل نسل هاست. این بحث از همان ابتدای فیلم مطرح می شود. اصلاً هیئت منصفه درباره ی اتهام قتل پدری توسط پسرش تشکیل جلسه می دهد. نفر شماره ی 3 هم درباره ی پسرش و مشکلاتی که با او دارد، صحبت می کند و به گونه ای در این رابطه حرف می زند که گویی مقصر اصلی پسرش است. مشکلی که همیشه بین نسل ها وجود دارد. ولی در طول فیلم دیدگاهمان درباره ی دو نسل دچار تغییر می شود. جدا از این که نظرمان راجع به گناه کار بودن متهم دچار تغییر می شود، می فهمیم که اصل هیچ چیز عوض نشده و فقط ظاهر کارهاست که تغییر کرده است. تقریباً تمام اعضای هیئت منصفه متعلق به یک نسل هستند. از میان افراد همین نسل، یکی می خواهد جلسه تمام شود تا به بازی بیس بالش برسد! دیگری به دنبال راه افتادن سه گاراژش است و ظاهراً در این میان فقط جان آن متهم جوان اهمیتی ندارد! آن چه در این فیلم به تماشاگر منتقل می شود این است که اگر نسل جدید عاصی و خشمگین شده است، یکی از عواملش بی توجهی نسل گذشته نسبت به این نسل است.

اصولاً یکی از هنرهای لومت در فیلم هایش این است که همواره در ایجاد تعلیق و فضاسازی و هیجان موفق است. اوج این کار را در این فیلم و بعدازظهر سگی می بینیم. در این فیلم که تماماً در یک فضای بسته می گذرد (غیر از سکانس پایانی که در فضای آزاد است و نمایانگر نوعی آزادی و رهایی بعد از آن دقایق خفقان است)، ایجاد تعلیق کار سختی است. اما لومت با انتقال هیجان فضا از طریق عناصر دیداری و تصویری (مثل گرمای اتاق که باعث عرق کردن اعضای هیئت منصفه می شود) در این راه موفق است. تعلیق رای تماشاگر از جایی آغاز می شود که می فهمد نفر دومی هم با دیویس (هنری فوندا) موافقت کرده و حرف دل تماشاگر را به دیگر اعضائ هیئت منصفه می زند. از این جاست که تماشاگر همچون عضوی از هیئت منصفه در مقابل گروهی از آنان ایستادگی می کند، تمام بررسی های انجام شده از سوی اعضاء هیئت منصفه را تجزیه و تحلیل می کند و حتی گاه هنگام رأی گیری ناخودآگاه دست خود رابالا می برد! لومت توانایی خود را در در اختیار گرفتن تماشاگر آن جا به اوج می رساند که هنگام رأی گیری ها، به جای نشان دادن نمای عمومی از اعضای هیئت منصفه، نمای نزدیک تک تک دست ها را که بالا می روند، نشان می دهد. این کار علاوه بر این که تماشاگر را برای ادامه ی کار مشتاق نگاه می دارد، او را به فکر وا می دارد که این بار چه کسانی نظر خود را تغییر داده اند.

کار کردن در فضای بسته بسیار مشکل است. در چنین شرایطی هر کدام از اجزاء صحنه کارکرد خاص خودشان را دارند. یکی از نمونه ای ترین آن ها در این فیلم، پنکه ی دیواری است که در ابتدای فیلم خراب است و در میانه های فیلم به کار می افتد. این پنکه علاوه بر این که در فضاسازی تأثیر به سزایی دارد، می تواند التهاب و هیجان درونی کاراکترها را هم نشان دهد. توجه کنید دقیقاً آن جا که آراء هیئت منصفه 6 به 6 می شود، پنکه به کار می افتد و در همین حین باران هم شروع به باریدن می کند. گویی علاوه بر دمای هوای اتاق، حال و هوای درونی شخصیت ها هم متعادل می شود.

آن چه باعث ماندگاری دوازده مرد خشمگین شده، این است که مفاهیم اصلی آن از هر ظرف زمان و مکان فراتر می روند. مسئله ای که در دیگر شاهکارهای لومت، سرپیکو، بعدازظهر سگی و شبکه هم به چشم می خورد. هنر لومت این است که در فیلم هایش مسائلی را مطرح می کند که مسائلی پایه ای و اساسی هستند و دوازده مرد خشمگین هم از این امتیاز برخوردار است. رمز ماندگاری فیلم هم در همین مسئله نهفته است.


برچسب‌ها: نقد فیلم خارجی
آخرین مطالب
   
 

اخبار روز سینمای ایران وجهان