اخبار روز سینمای ایران وجهان
تاریخ : پنجشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۱
نویسنده : حمید رضا صالحی
نظرات ()

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/tokio-story/annakarenina_2.jpg

کارگردان: Joe Wright http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/tokio-story/annakarenina_2.jpg

نویسنده : Tom Stoppard (screenplay), Leo Tolstoy

 

 

 

 

بازیگران:

Keira Knightley, Jude Law , Aaron Taylor-Johnson

مانند فرانکنشتاین و هملت، «آنا کارنینا» نبز از آن آثار شاخص ادبی است که فیلمسازان دائماً به اقتباس از آن پرداخته اند. اولین نسخه ی سینمایی این کتاب یک فیلم صامت آلمانی محصول 1910 است که از آن موقع اثری ار آن پیدا نشده است. این فیلم کمی پیش از مرگ تولستوی اکران شد و کسی نمی داند وی فیلم را دیده است و اگر دیده چه نظری درباره ی آن داشته است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/tokio-story/Screen%20Shot%202012-11-22%20at%203.13.44%20PM.jpegمورد بعدی، یک فیلم پرهزینه و تجملی تر بود که در پی آن ساخته شد. در قرن بعد از زمانی که رمان آناکارنینا برای اولین بار روی پرده ی سینما ظاهر شد، تا به حال نشده که دوره ی 13 ساله ای بگذرد و نسخه ی جدیدی از این داستان برای سینما یا تلویزیون ساخته نشود. فیلم حاضر به کارگردانی «جو رایت/Joe Wright» بعد از مجموعه تلویزیونی کوتاه محصول 2000 و ساخته ی کشور بریتانیا، جدیدترین اقتباس از این اثر به شمار می رود. اقتباس قبلی یک اجرای نمایشی بود به کارگردانی «برنارد رُز/ Bernard Rose» که در سال 1997 روی صحنه رفت و سوفی مارکو و شون بن در آن نقش آفرینی کردند.

جو رایت که فیلم را بر اساس فیلمنامه ای اثر نمایشنامه نویس مشهور، «تام استاپرد/ Tom Stoppard» ساخته است، تصمیم می گیرد چند تغییر غیرمعمول در داستان مشهور ایجاد کند. تراژدی اصلی دست نخورده باقی می ماند، منظور ماجرای آنای با نشاط (کیرا نایتلی/ Kiera Knightley) همسرمردی محترم به نام کارنین (جود لاو/ Jude Law) است که با یک افسر سواره نظام روسی به نام کنت ورونسکی (آرون تایلر جانسون/ Aaron Taylor-Johnson) وارد رابطه ی نامشروع آتشین و پرحرارتی می شود. اما جو رایت مسیر متفاوتی برای روایت این ماجرای عاشقانه ایجاد می کند. آنا و ورونسکی را به شخصیت هایی بیش از حد درگیر و مجذوب خویش تبدیل می کند که الزاماً قابل دوست داشتن نیستند. علاوه بر این کارنین را که معمولاً به شکل شخصیتی بزدل و کینه توز تصویر شده بود را به آدمی قابل همدردی تبدیل می کند. این روشی متفاوت است که مواد اولیه را رنگ و بویی تازه می بخشد، حداقل تا اواخر فیلم که سقوط آنا به وادی افسردگی و اعتیاد به مواد مخدر فیلم را از آن ریتم اولیه می اندازد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/tokio-story/Screen%20Shot%202012-11-22%20at%203.14.15%20PM.jpegدر طی سالها، فیلمسازان زیادی تلاش خود را کرده اند تا در امر به ظاهر غیرقابل انجام خلاصه کردن دستنوشته ی 2000 صفحه ای تولستوی، به یک فیلم سینمایی دو ساعته توفیق یابند. یکی از خسارات این روند حذف شدن رابطه ی میان لوین (دامهال گلیسون/ Domhall Gleeson) و کیتی (آلیشیا ویکندر/ Alicia Vikander) است که در کتاب در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد.

استپارد و رایت تا جایی که توانستنه اند سعی کرده اند به صورت حداقلی به این داستان فرعی بپردازند. این داستان برای توازن پیدا کردن کلیت ماجرا در کنار تراژدی غم انگیزی که در مثلث عشقی میان آنا، ورونسکی و کارنین وجود دارد، ضرورت دارد. زمانی کافی از فیلم به ماجرای لوین و کیتی اختصاص داده شده تا به شکل یک زائده به نظر نرسد. در واقع، اصلی ترین صحنه ی رابطه ی آنها که در آن با بازیگوشی با یکدیگر از طریق حروف الفبا ارتباط برقرار می کنند، به شکلی شگفت انگیز به رمان وفادار است. ممکن است این بحث مطرح شود که اگر فیلم برخلاف معمول تمرکز خود را بر روی این دو شخصیت قرار می داد بیشتر بیننده را به خود جذب می کرد اما شاید این صحبت به این دلیل است که داستان اصلی بیش از حد برایمان آشناست.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/tokio-story/Keira-Knightley-in-Anna-Karenina-18.jpgرایت و استپارد صحنه پردازی فیلم را به بازی می گیرند. آنها به جای اینکه مستقیماً داستان خود را بیان کنند،فیلم را مانند یک تئاتر قاب می گیرند. دوربین معمولاً با حرکت از بالا به پایین عقب گرد می کند تا دو طرف صحنه و صندلی های سالن نمایش را نشان دهد. صحنه های فیلم پشت صحنه و در میان تیرک های پرده ها اتفاق می افتند. صحنه پردازی فیلم گاهی اوقات به صورت دستی تغییر می کند. موسیقی متن گاهی اوقات توسط نوازندگان روی صحنه نواخته می شود. رئالیسم جادویی خود را در جای جای فیلم نشان می دهد و دیالوگ ها مدام از حالت تئاتری به حالت سینمایی رفت و برگشت دارند. شیوه ی در پی گرفته شده بسیار بازیگوشانه است و جای تعجب است که اینقدر عالی از کار در آمده و به شکلی غریب بیننده را به یاد فیلم «مولن روژ/Moulin Rouge» می اندازد (البته بدون آواز خواندن ها). این شیوه به داستان «آنا کارنینا» انرژی مضاعفی می بخشد بی آنکه تحمیلی به نظر برسد.

هنگامی که داستان از لحاظ حسی بیشتر توجه می طلبد، رایت تزئینات و بازی با سبک را کنار می گذارد. لحن فیلم حالت عجیبی دارد، با صحنه ی صورت تراشی اوبلونسکی با بازی «متیو مکفادین/» آغاز می شود که سبک مجموعه ی مانتی پیتون را دارد و حس سرزندگی و طنز پیدا می کند. با اینحال در انتهای فیلم در حالت تلخی به سر می بریم که تقریباً بیشتر قسمت های رمان روسی را در برمی گیرد. تماشای 20 دقیقه ی پایانی «آناکارنینا» سخت و زجر آور است، و یک قسمتی از این مسئله به این دلیل است که ما نگران و درگیر شخصیت آنا شده ایم و اهمیت زیادی به ورونسکی نمی دهیم.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/tokio-story/Screen%20Shot%202012-11-22%20at%203.14.24%20PM.jpegتبدیل کارنین به شخصیتی ترحم برانگیز خود شمشیر دولبه ای ست. برای اینکه ما بیننده ها احساسی نسبت به این شوهر بی غیرت داشته باشیم، فیلم باید طوری پیش رود که دلمان نخواهد دو عاشق (آنا و ورونسکی) کامیاب شوند. به همین دلیل، سازندگان فیلم بی آنکه از وفاداری به رمان دست بکشند، احساسات و ادراک ما نسبت به این شخصیت را تحریک می کنند. کیرا نایتلی در سومین تجربه ی خود با کارگردان فیلم (دو تجربه ی همکاری در «غرور و تعصب» و «تاوان») آنا را به شکلی ناپسند و دل زننده تصویر می کند. او آدمی روان نژند و خودخواه است که از یک بیماری روانی تشخیص داده نشده رنج می برد و این بیماری با طرد شدن از اجتماع که در پی ماجرای عاشقانه ی او به وجود می آید، وخیم تر می شود. اگر قصد نایتلی این بوده که تماشاگران را از خود دور کند، باید گفت به نحو احسن از پس این کار برآمده است. من به شدت از آنا بدم آمد، گرچه نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و همینطور که فیلم به سوی نقطه ی اوج خود پیش می رفت، نوعی احساس ترحم نسبت به او پیدا کردم. تخاب آرون تیلور جانسون (هنرپیشه ی نقش اول در فیلم Kick-Ass) برای ایفای نقش ورونسکی از پایه اشتباه است. او تصویری تک بعدی از این شخصیت ارائه می دهد که حتی در لحظاتی که بایستی نقشی فعال داشته باشد و در مرکز توجه قرار بگیرد، باز هم نمی تواند پا را از پس زمینه ی داستان فیلم جلو تر بگذارد. ذره ای جاذبه میان تیلور جانسون و نایتلی وجود ندارد. حتی صحنه ی رابطه ی جنسی آنها خمیازه آور است. با این حال تصویری که جود لاو از کارنین ارائه می دهد کاملاً درک شده است. کارنین که دست کم گرفته شده و نه به عنوان یک ضد قهرمان، بلکه به عنوان فردی مظلوم تصویر شده که سعی می کند کار درست را انجام دهد، در مرکزیت اخلاقی و احساسی «آنا کارنینا» قرار دارد.

بازیگران نقش های فرعی - مکفایدن در نقش اوبلونسکی، کلی مکدونالد در نقش دالی، دامهال گلیسون در نقش لوین و آلیشیا ویکندر در نقش کیتی - به خوبی انتخاب شده اند.

بهترین چیزی که در وصف -- رایت در دنیای تولستوی میتوان گفت این است که نتیجه ی کار جالب و جذاب از کار درآمده است. معمولاً اکثر اقتباس هایی که از رمان آناکارنینا صورت گرفته اند از این ویژگی بی بهره اند. علاوه براین فیلم شتابزده به نظر نمی رسد و موفق می شود بیشتر ماجراهای فرعی رمان را به داستان اصلی پیوند دهد. با این وجود فیلم نشانه ی نوعی کنجکاوی و ماجراجویی است تا تجدید دیداری انقلابی و برای کسانی که از دیدن نسخه های متفاوت و در عین حال شبیه به هم و خسته کننده ی آنا کارنینا خسته شده اند، ارزش دیدن را دارد. برای آنهایی که با رمان آشنایی دارند (یا حداقل با داستان آن) چیزهای زیادی برای بحث کردن و اندیشیدن وجود دارد. برای دیگران اما نکته ی سؤال برانگیزی ست که آیا این فیلم «آنا کارنینا» شبیه به قسمتی از یک سریال خانوادگی به نظر می رسد یا خیر. فیلم برای من، به عنوان کسی که زمانی از طرفداران پر و پا قرص ادبیات روس بودم، به اندازه ی کافی توجه برانگیز و گهگاهی هم تأثیرگزار بود. معیارهای شما ممکن است متفاوت باشد.

منبع: سایت نقد فارسی


برچسب‌ها: نقد فیلم خارجی
آخرین مطالب
   
 

اخبار روز سینمای ایران وجهان