اخبار روز سینمای ایران وجهان
تاریخ : جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩۱
نویسنده : حمید رضا صالحی
نظرات ()

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/kolahghermezi/kolahghermezi.jpg

نویسنده : ایرج طهماسب، حمید جبلی

 

 

 

 

بازیگران: حمید جبلی، ایرج طهماسب، خسرو احمدی، مهدی باطبی، عیسی یوسفی‌پور، بهادر مالکی، بنفشه صمدی، پوپک مظفری، داود دلقندی و ...

خلاصه داستان :

پسر عمه زا در اثر شیطنت های تمام نشدنی خانه آقای مجری را به آتش می کشد. کلاه قرمزی، پسر عمه زا و آقای مجری آواره خیابان می شوند، در پی شکایت همسایگان قربانی آتش سوزی، پسر عمه زا به زندان می افتد، دردسر ها از وقتی شدت می گیرند که کلاه قرمزی کودکی را در کالسکه ای پیدا می کند و ...

 

کلاه قرمزی عروسکی است برای تمام فصول و شاید همین تنها دلیلی باشد برای آن که بپذیریم کلاه قرمزی کودکان را به سینما کشاند؛ کودکان امروز و البته بیش تر کودکان دیروز! «کلاه قرمزی و بچه ننه» روایت گر داستان ساده ای است که در آن کلاه قرمزی – عروسک آشنای دو دهه ی اخیر – بر اثر یک اتفاق ساده، نوزادی را پیدا می کند که اتفاقاً بسیار به او شباهت دارد و حوادث فیلم از آن جایی آغاز می شود که کلاه قرمزی تلاش می کند تا مادر بچه را بیابد.

عنوان بندی فانتزی فیلم نوید شروعی خوب است. استفاده از پویا نمایی که در آن کالسکه ای به این طرف و آن طرف می رود هم زمینه سازی مناسبی برای آغاز فیلم به شمار می آید. اما باید پذیرفت که بر خلاف این شروع فانتزی، داستان فیلم اساساً داستانی کودکانه نیست و یا حداقل باید پذیرفت که کودکانه از کار در نیامده است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/kolahghermezi/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87%20%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A8%DA%86%D9%87%20%D9%86%D9%86%D9%8713.jpgبه نظر می رسد زوج طهماسب و جبلی در این فیلم بیش تر به دنبال جذب هواداران پر و پا قرص حالا پا به سن گذاشته شان بوده اند، تا جلب نظر مخاطبان اولیه ی این گونه فیلم ها که بالطبع کودکان هستند. استفاده از عناصری که در نسخه های اول و دوم فیلم کلاه قرمزی بارز بودند از جمله آهنگ ها، به خوبی نشان می داد که فیلم تلاش می کند تا با تکیه بر محبوبیت اسلافش، بتواند هویت و موجودیتش را شکل دهد.

نقد بزرگی که به فیلم وارد می شود، داستان به شدت بزرگ سالانه آن است. کلاه قرمزی شوخی هایی می کند که از شخصیت ساده و مالوف او دور است – مثل صحنه ای که از آقای مجری می خواهد تا پوشک بچه بردارد تا جنسیت او مشخص شود – تا حتی خواستگاری رفتن و گذراندن دوره سربازی! در این میان البته دیالوگ هایی بر زبان کلاه قرمزی می آید که اصلاً و ابداً با شخصیت او چفت نمی شود. مثل تعبیری که در خواستگاری و پس از قهقه های دختر به کار می برد که سبب می شود او و پسرعمه زا را از خانه بیرون بیاندازند.

به نظر می رسد این تذبذب و دست و پا زدن ها میان از کاردرآوردن کودکانه دغدغه های بزرگ سالی، حتی در بخش هایی از فیلم خودش را در شعرها و آوازهایی که پسرخاله و کلاه قرمزی می خوانند، نشان می دهد؛ در واقع منظور، مخلوط کردن شعرهای فولکور و ریتم های قدیمی آشنا به شکلی کاملا بی نظم و ترتیب و در هم ریخته است!

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/kolahghermezi/kolahghermezi-l-05.jpgگویا فیلم نامه هم می داند که نتوانسته چفت و بستش را پیدا کند، سکانس های پایانی فیلم و آن چه در دادگاه می گذرد را تبدیل به مانیفستی می کند که انگار می خواهد همه آن چه که در خلال داستان و در میانه دست و پا زدن های دغدغه های بزرگ سالی در فرم فانتزیش گم شده بود، ناگاه از زبان شخصیت های اتفاقاً محبوب و اثر گذار بر زبان آورد. ماحصل آن هم می شود پرخاش گری های آقای مجری که اصلاً با تصویری که از او سراغ داریم هم خوانی ندارد و یا سبیل گرو گذاشتن پسرخاله که تنها اثر مفید این شخصیت در کل فیلم است. البته نباید در سکانس های دادگاه از بازی بی نقص حمید جبلی چشم پوشید که یک بار دیگر تواناییش را در نشان دادن اغراق شده تیپ های معمولی سینمایی به تصویر کشید.

به بیان بهتر، گویا با عجله داستانی برای فیلم سرهم بندی شده بود و می شد با قدری تامل، داستان ساده، اما قابل قبولی را برای فیلم نوشت، عملاً به نظر می رسد که برخی صحنه ها کمکی به پیش برد داستان نمی کنند. صحنه های مربوط به حضور کلاه قرمزی در مدرسه، بزرگ ترین پیامی که می رساند اوج استیصال، فقر و درماندگی کلاه قرمزی، پسرخاله و آقای مجری است که این امر با شروع خوب فیلم به خوبی نمایان شد و خب تاکید بر آن کاری را از پیش نبرد، مگر نوستالوژی سال های دور کلاه قرمزی که می توان آن را صرفاً ادای دین به کودکان دیروز دانست.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/kolahghermezi/104404_347.jpgالبته در این بین برخی سهل انگاری ها هم دیده می شود و هنگامی آزاردهنده می شود که به یاد آوریم از دو جفت چشم تیز بین (ایرج طهماسب و حمید جبلی) خالقان کلاه قرمزی و پسرخاله اساس این کم توجهی ها بعید است. از جمله آن که در همان سکانس های مدرسه، کلاه قرمزی در حالی که معلم تدریس می کند، هنوز کیف به دوش دارد! هم چنین مثلاً در مورد کفش های کلاه قرمزی که به دلیل همان فقری که کلاه قرمزی و بقیه در آن دچار شده اند، تنها یک لنگه کفش دارد و پای دیگرش را با کیسه ی نایلونی بسته تا در راه مدرسه خیس نشود و پس از آن که طی یک اتفاق لنگه دیگر هم از دست می رود، ما تنها شاهد آن هستیم که آقای مجری شلوار کلاه قرمزی را می دوزد و خبری از چاره اندیشی برای کفش نیست.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/kolahghermezi/(Clip4U.Org)%20Kolah%20Ghermezi_3.jpgعلاوه بر این کاستی های ساختاری، سوالات اساسی در فیلم نامه مطرح است. شخصیت آقای مجری به شدت منفعلانه است. حضور او تاثیری بر روند داستان ندارد و در خوش بینانه ترین حالت می توان او را سرپرست کلاه قرمزی دانست که وظیفه جلب رضایت همسایگان را برعهده دارد. اتفاقاً این جاست که یکی از مبهم ترین نقاط فیلم نامه مطرح می شود. زیرا پسرعمه زا بر اثر بی احتیاطی سبب انفجار ساختمان محل سکونت سابق آقای مجری شده، همسایگان شکایت کرده اند و پسرعمه زا زندانی است، اما ناگهان در بخش پایانی فیلم، برای او دادگاهی تشکیل می شود و پسرخاله پا در میانی می کند. فارغ از این که در این فیلم تنها اثر بخشی پسرخاله در همین سکانس های پایانی است وگرنه او هم در انفعال و بی اثری دست کمی از آقای مجری نداشت؛ بیننده به این تضاد می رسد که اصلاً بخش عمده ای از داستان مرهون زندانی بودن پسر عمه زاست، حالا چه طور ناگهان او از نقش "مجرم" به "متهم" تقلیل پیدا می کند؟!

در مجموع اگر از صداگذاری ضعیف فیلم، خط داستانی غیر ریتمیک که گاهی ضرب آهنگ به شدت سریع و گاهی بسیار کندی داشت چشم بپوشیم و صحنه های زائد مثل سکانس های مدرسه را نادیده بگیریم، باید پذیرفت که کلاه قرمزی و بچه ننه به مدد پیشیانش بود که لقب پرفروش ترین فیلم سینمای ایران را به خود اختصاص داد و حضور به شدت موفق این شخصیت ها در سریال های عیدانه در این امر بی تاثیر نبوده است.

باید اعتراف کرد این فیلم نتوانست تکلیفش را با خود و مخاطبش روشن کند! آیا یک فانتزی کودکانه است یا یک ارائه فانتزی از دغدغه های بزرگ سالی یا آمیخته ای از آن ها؟ زیرا این اثر نه یک فانتزی کوکانه است چون خواستگاری رفتن و خدمت سربازی اصلاً دغدغه های کودکانه نیست و نه یک ارائه فانتزی ویژه مخاطب بزرگ سال؛ چراکه شخصیت پردازی ها و حوادث طور دیگری حکایت دارد. حتی آمیخته خوبی از این دو هم به شمار نمی آید، زیرا تجربه اول کلاه قرمزی حدود 20 سال پیش به شکلی بسیار بهتر و پخته تر از پس این آمیختگی دغدغه های زندگی بزرگ سالی با بیانی کودکانه بر آمده بود. هرچند نباید از بار طنز این اثر چشم پوشید و شوخی های آن را – جز یکی دو مورد- تحسین کرد که تلاش نمی کرد سخیفانه به هر قیمتی خنده را به لب مخاطبان بیاورد و از این منظر، فیلم موفق بوده است.

منبع:نقد فارسی      نقد فیلم  سولا اکبریه


برچسب‌ها: نقدفیلم ایرانی
آخرین مطالب
   
 

اخبار روز سینمای ایران وجهان